فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

34

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ما سر برافراز ، چون در جاه و حمايتت « 1 » رعيت از تو سر افراز شدند . سايهء عرش پايه بودى ، امروز سايهء عرش پايهء جاه تست و پناه دردمندان بودى ، امروز سايهء حمايت ما پناه تست . هر كه قصد بارگاه تو ميكرد تا ديدارت بيند و گل راحت از گلشن افضالت چيند ، سايهء جناح خلق و تواضع برو مىگستردى ، لاجرم امروز كه قاصد بارگاه ما شدهء ديدار خود ترا نماييم و گل رضا و قبول از گلشن رغبت و خشنودى بر تو افشانيم . چون لسان نبوت قرين سيد و سرور و مهتر و بهتر ، هفت كس را كه موعود قرار گاه ايشان مستقر عرش رحمن است بطريق اجمال ياد فرمود تفصيل ايشان را مىفرمايد . امام عادل ، يكى از آن هفت نفر عرش مقرّ مغفرت مكرّ امام عادل است ، يعنى پادشاه اسلام كه مستجمع شرايط آن را امام خوانند چون متصف [ 14 ر ] به عدالت باشد و چنين كس اول اين [ هفت ] طايفهء ناجيه است زيرا كه او عالم را در پناه سايهء عدالت در آورده و مردمانرا از شدت حرارت آفات در پناه حمايت از شرّ مخافات آمن گردانيده و هر كس را در سايهء امان از شرور خاينان و مظالم باغيان بنجات رسانيده است . چنين شخص فيروز در چنان روز پر سوز سايهء عرش رحمانرا مستقرّ آرام خويش ساخته و رايت ظفر و فيروزى در مصاف قيامت بر افراخته باشد . دوم از رجال سبعه كه روز فزع اكبر در سايهء عرش رحمان مستقرّ دارند جوانيست كه نشو و نما در عبادت اللّه تعالى كرده باشد و روزگار جوانى را كه محل نشر آثار فراغ و كامرانيست در اداى وظايف طاعات ربانى و قضاى واجبات و مندوبات « 2 » عبادات سبحانى بسر آورده باشد . شب در عبادت ترك خواب گفته و روز در طاعت شيطان را جواب گفته از غلبهء مراقبت حق ، باطل را گذاشته و در منزل دل ، هواى عمارت خانهء گل را گذاشته ، چنين كس سزاوارست كه در شدت گرماى قيامت بأمن و سلامت در سايهء حمايت و پناه عرش عنايت الهى استقامت يابد . سيوم بر حسب فرمودهء « و رجل قلبه معلق بالمساجد اذا

--> ( 1 ) - در اصل حمايت . ( 2 ) - مستحبات .